شب اول فاطمیه دوم ۱۳۹۴

هزار مرحله سائل نشسته بر در تو

حمید علیمی

۲۲۷۶
۲۱۸۳
۴
هزار مرحله سائل نشسته بر در تو
مگر که نور بگیرد ز فیض محضر تو
گدا چو من که نه بی بی! شبیه جبرائیل
که مشق شب بنویسد ز روی دفتر تو
ندیده ایم به عالم کسی شبیه علی
که غرق مانده به ژرفای درک باور تو
مسیح و آدم و نوح و کلیم و ابراهیم
نشسته اند دو زانو به پای منبر تو
حیای مریم و سارا و هاجر و حوا
نمی رسد به نخی از حجاب دختر تو
خدا سرشته تو را تا کنیز او باشی
خدا کند که بمانم همیشه قنبر تو
خبر رسیده که از کوچه ای گذر کردی
نشست خاک کف کوچه روی معجر تو
خبر رسیده که دستت ز کار افتاده
و سخت تر که کسی بسته دست حیدر تو
خبر رسیده که چشمان تو ورم کرده
و سخت تر که مقابل به چشم همسر تو
خبر رسیده نفس میکشیدی اما ... خون
چکید لخته به لخته ز نای و حنجر تو
چقدر زرد شدی یاس ارغوان علی
نمانده غیر کبودی به روی پیکر تو
بمان و رحم کن ای گل! به غنچه هایی که
نشسته اند غریبانه دور بستر تو
برای لحظه‌ی آخر نگاه کن بانو
ببین شکسته غرور علی برابر تو
یاسر حوتی