نفس به سینه مادر
به پیش دیده حیدر
بریده بریده
مادر جون به لب رسیده
با ناله ای كه علی شنیده می خونه
برات بمیره مادر
حسین شهید بی سر
شده شهادتینم
حسین غریب مادر

توی نماز نشسته
با یه قنوت شكسته
نمی تونه پاشه
دیگه سفر تنها دواشه
ولی نگرون بچه هاشه میخونه
جونم رسیده بر لب
بیا كنارم امشب
عزیز دل مادر
حسین سالار زینب

برا جوون خمیده
شب جدایی رسیده
توی نیمه شب ها
مادر رو به قبله ی ما
وصیت هاش و میگه به بابا میخونه
رسید دم های آخر
سفر نزدیك ِحیدر
قرار ما تو گودال
كنار تن بی سر